گیلان آینده: محمدرضا تاجيك، فعال سياسي اصلاح‌طلب، روز گذشته گفته است كه ما با گرو‌ه‌ها و عامل انسانی در صحنه سیاست مواجهیم. عامل انسانی عامل به‌هرحال هوشمندی است و تلاش می‌کند که راه برون‌رفت را پیدا کند. این شکاف‌ها به صورت جزمیِ تاریخی یا بر اساس یک نوع دترمینیسم تاریخی باز و بسته که نمی‌شوند؛ […]

..................... تاریخ انتشار:۱۱ بهمن ۱۳۹۷ ......................
گیلان آینده: محمدرضا تاجيك، فعال سياسي اصلاح‌طلب، روز گذشته گفته است كه ما با گرو‌ه‌ها و عامل انسانی در صحنه سیاست مواجهیم. عامل انسانی عامل به‌هرحال هوشمندی است و تلاش می‌کند که راه برون‌رفت را پیدا کند. این شکاف‌ها به صورت جزمیِ تاریخی یا بر اساس یک نوع دترمینیسم تاریخی باز و بسته که نمی‌شوند؛ یعنی ما نمی‌توانیم این فرض را داشته باشیم که بالاخره این زاويه‌ای که این شکاف پیدا کرده مثلا در آینده بازتر و شکاف قابل عبورومرور خواهد شد یا یک نوع شکاف آنتاگونیستی ایجاد می‌شود که پرکردن آن به راحتی ممکن نیست؛ یعنی در شرایط فقدان ایجاد می‌شود.
نقد ‌شكاف حاكميتي
به گزارش تسنيم، اين جامعه‌شناس در واكنش به سخنان چندوقت پيش سعيد حجاريان مبني‌بر احتمال بروز شكاف حاكميتي اظهار كرد: «به نظر من به این راحتی نمی‌شود در این فضاها صحبت کرد. بله، اگر یک شرایط ثابته و یک متغیره ثابته‌ای را بتوانیم فرض کنیم، شاید بتوان این‌گونه پیش‌بینی کرد، اما در عالم انسانی و در عالم اجتماعی چنین چیزی غیرممکن است که بتوانیم متغیرهای ثابتی را فرض کنیم و بگوییم رفتار حاکمیت همواره این‌گونه خواهد بود، رفتار مردم هم همواره این‌گونه خواهد بود و این دو رفتار رفتارهای آنتاگونیستی هستند و شکاف حاد خواهد شد و این شکاف به جدایی توده‌های مردم و مردم از حاکمیت و حکومت خواهد انجامید؛ نه، چنین چیزی نیست. کمااینکه در طول تاریخ جامعه ایرانی از این تحلیل‌ها در مقاطع مختلف بسیار انجام شده است؛ ضمن اینکه این یک نوع تقلیل‌گرایی است یا به یک معنا کل‌گرایی است که وقتی از یک جامعه صحبت می‌کنیم، از مردمی صحبت می‌کنیم، از یک هویت کلی و امر کلی حرف بزنیم و بگوییم، مردم ایران.
‌فقدان آلترناتيو
تاجيك در مقايسه شرايط سياسي جامعه امروز و سال ۵۷ گفت: «روشنفکر بعد از انقلاب ما تیپ شریعتی ندارد که بگوید شمع آجینم کنید، حسرت یک آه را بر دلتان خواهم گذاشت و به قول خودش از دین ایدئولوژی رهایی بسازد. ایدئولوژی روشنفکر بعد از انقلاب ما عمدتا روشنفکر پست‌مدرن است و اهل گفتمان نیست و خیلی نمي‌تواند ایدئولوژي‌سازی کند و تا ایدئولوژی هم نباشد حرکت جمعی ایجاد نمی‌شود. مسئله دیگر آلترناتیو است؛ یعنی اینکه اگر این نظام برچیده شود، چه آلترناتیوی خواهد داشت؟ یک زمان آن آلترناتیو چنان زیبا و فریباست که بسیاری را جذب خودش می‌‌کند و در آرزوهایشان چنین چیزی را می‌‌پرورانند، ولی آلترناتیوی‌های موجود، آلترناتیوی‌های شناخته‌شده‌ای هستند، گرو‌ه‌های در خفایی نیستند که چهره‌شان برای مردم نمایان نشده باشد. هرکدام بالاخره به یک شکلی روی صحنه بودند و نقش‌آفرینی کردند و طبیعی است که در انگاره‌های مردم و در فضای خاطره نزدیک مردم هم حضور جدی دارند. موضوع بعدی شرایط بیرونی ماست؛ شرایط کشورهای اطراف ما مناسب نیست، کشورهای اطراف ما کشورهایی هستند که همه فروریختند، همین مسئله نظم و امنیت را که بالاترین خواسته انسان‌هاست، از دست داده‌اند، سنگ روی سنگ بند نمي‌‌شود. هر روز کشت‌وکشتار است و هیچ نظمی نمی‌تواند برپا شود. ریختن و فروپاشی یک نظم آسان است، برپاکردن یک نظم سخت است. چه کسی در جامعه امروز ما بر این باور است که اگر نظمی را فروبریزد به راحتی می‌تواند یک نظمی را مستقر کند که این نظم دموکراتیک باشد و این شیفت هم دموکراتیک باشد؟ به نظرم آن شیفت بسیار شیفت رادیکال و خشنی خواهد بود و در فردایش هم نظمی نمی‌تواند استقرار پیدا کند».
‌ندادن چك سفيدامضاي سياسي
اين استاد دانشگاه افزود: «اصلا هم فکر نمی‌کنم که اگر شیفتی انجام شود، این شیفت دموکراتیک و مدنی خواهد بود. حتی اگر آن منجر به تغییروتحولی در شرایط کنونی شود، در فردایش امکان برقراری نظم نمی‌بینم و اگر هم امکان برقراری نظمی وجود داشته باشد، آن را دموکراتیک نمی‌بینم. اینجاست که بعضی‌ها ائتلاف را تبدیل به اتحاد کردند؛ یعنی ائتلاف مي‌تواند در هر شرایط سیاسی‌ای صورت بگیرد که ما در یک شرایطی با یک قواعدی با شما وارد یک نوع ائتلافی مي‌شويم، اما بالاخره نزدیکی ما با شما یک نزدیکی انتقادی است. ما با حفظ فاصله‌مان جاهایی که لازم باشد، به شما نزدیک می‌شویم، ما تمام حیثیت و سرمایه اجتماعی و انسانی خود را در سبد شما نمی‌‌گذاریم، ما همه تخم‌‌مرغ‌ها را در سبد شما نمي‌گذاریم، ما به تعبیر دوستان چک سفید بدون‌امضا نمی‌دهیم که بعضی از دوستان این کار را کردند و تمامیت جریان اصلاح‌‌طلبی و حیثیتش را در یک فضایی قرار دادند. حالا متوجه شدند آن راه که این دوست می‌رود، هرچه باشد به گلستان ختم نمی‌شود و کج‌راهه می‌‌رود. حالا می‌خواهند فضا و فاصله انتقادی را جدا کنند».
‌ائتلاف اصلاح‌طلبان با روحاني
محمدرضا تاجيك درباره ائتلاف اصلاح‌طلبان با روحاني گفت: «حالا اینکه بگوییم آیا سندی وجود دارد، درست نیست، بلکه یک اتحاد نانوشته‌ای صورت گرفت و کسانی از جریان اصلاح‌طلبی که قالب‌های نهادی و اجرائی داشتند، در پس و پشت جریان اعتدال قرار گرفتند و من باز تأکید مي‌کنم اینکه در یک شرایطی ما وارد یک نوع ائتلاف عقلایی و سیاسی با یک جریانی شویم، آن یک روایت و یک بحث است، اینکه تمام حیثیت و سرمایه را بگذاریم و در آن فضا قرار دهیم، با چشم او ببینیم، با پای او راه برویم و با زبان او سخن بگوییم، این خطای استراتژیک است، مخصوصا برای یک جریانی که یک سرمایه تاریخی ماست و جریان بعدی یک جریانی است که عمر طولانی‌‌ای ندارد و گفتمان مشخص و واضحی هم ندارد، بلکه یک مفهوم بسیار کلی، پر از ابهام و ایهام به نام اعتدال است که نمی‌‌تواند به قدوقامت یک گفتمان دربیاید. متأسفانه صحنه سیاست ما گسست و پیوست‌های رادیکالی دارد؛ یعنی اجازه انباشت تجربه نمی‌دهد. هر کسی مي‌آيد یک آغاز است، هر کسی می‌آید نافی و عدوی قبلی خود است. هر کسی می‌آید روی انشا و دیکته قبلی خط سیاه می‌کشد و دفترش را پاره می‌‌کند. چیزی در آن دفتر نمی‌بیند که آن را ادامه دهد. بنابراین این روند اجازه نمی‌دهد که ما انباشت تجربه و دانش داشته باشیم. درواقع همه می‌خواهند از یک شروع کنند. برای همین است که بارها گفتم اگر به تاریخ سیاسی ما نگاه کنید پر از آغاز است و امتداد در آن کم است».شرق

برچسب ها: برچسب‌ها
نظرات شما

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)